شمارهٔ ۷۳۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز تاب گل ز بس افروخت آشیانهٔ مرغ
سمندر از پی آتش رود به خانهٔ مرغ
تو فکر روزی خود را به آسمان بگذار
بود به عهدهٔ صیاد، آب و دانهٔ مرغ
کسی به غیر غم از دل نمیدهد خبری
سراغ گیر ز صیاد، راه خانهٔ مرغ
امید حاصل دنیا نشاطانگیز است
ز ذوق بیضه بود هر نفس ترانهٔ مرغ
صبوری از دل عاشق طلب مکن ناصح
مجوی بیضهٔ فولاد از آشیانهٔ مرغ
سرود دل به سر زلف او سلیم خوش است
که نیست بیاثری نالهٔ شبانهٔ مرغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و امید میپردازد. شاعر از زیبایی و آتش عشق گل و مرغ سخن میگوید و به صیاد اشاره میکند که تنها غم را تجربه میکند. او به اهمیت امید در زندگی اشاره کرده و میگوید که صبوری در عشق ضروری است. در نهایت، شاعر به نغمههای دلانگیز و تأثیرگذاری عشق بر زندگی میپردازد، به طوری که ناله شبانه به نوعی نشاندهنده عشق و همچنین درد و شوق عاشقانه است.