شمارهٔ ۷۳۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حرف گل و حدیث بهار و خزان دروغ
تا چند گویی این همه ای باغبان دروغ
کردند بحث، شیخ و برهمن به پیش عشق
دعوی این خلاف شد و حرف آن دروغ
چون چشم احول آینه هم شد دروغگو
از بس که عام گشت درین خاکدان دروغ
در ما چو آب و آینه نقش خلاف نیست
کفر است در شریعت ما راستان دروغ
هرگز کسی حریف نشد نفس خویش را
تا چند بشنوم ز تو ای پهلوان دروغ
یک مو خلاف در سخن من سلیم نیست
نگذشته غیر شعر مرا بر زبان دروغ!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی و نقد کلام و گفتارهای نادرست و دروغین میپردازد. او به تکرار دروغها در جامعه اشاره میکند و نارضایتی خود را از بحثهای بیپایه و اساس بین افراد مانند شیخ و برهمن ابراز میکند. شاعر از اینکه حرفهای راست و درست به راحتی دروغ به نظر میرسند، ابراز تاسف میکند و بر این نکته تاکید دارد که در حقیقت، در باطن انسانها (آب و آینه) دروغی وجود ندارد. او همچنین به چالشهای درونی انسانها و مبارزه با نفس اشاره میکند و اینکه هیچکس نتوانسته با نفس خود به درستی مواجه شود. در پایان، شاعر بیان میکند که شعر او خالی از دروغ است و به تنهایی دارای معنا و صحت است.