شمارهٔ ۷۳۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شب چو وصف رخش کنم به رفیق
صبح از مهر می کند تصدیق
همه شب تا به صبح، ای زاهد
می کشی جام می، زهی توفیق
آب لعل است و آتش یاقوت
جوهر عقل را میی چو عقیق
بس که گریان روم به وادی شوق
منزل از من تراست و راه و طریق
عشق را شرط نیست رعنایی
همچو مصحف به خط نستعلیق
بی پیاله مرو سلیم به باغ
گفته اند الرفیق ثم طریق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و تجربههای روحانی است. شاعر به شب و روز اشاره میکند و میگوید که هنگام شب زیباییها و احساسات عمیق را توصیف میکند، در حالی که صبح نشانهٔ تصدیق عشق است. او به زاهدان یادآوری میکند که نباید از نوشیدن شراب سماع و خوشی غافل شوند، زیرا این تجربیات شیرین و واقعی هستند. شاعر همچنین به اهمیت عشق میپردازد و میگوید که عشق به ظواهر وابسته نیست. در نهایت، تأکید میکند که بدون پیاله (شراب)، نمیتوان به باغ عشق وارد شد و رفاقت را پیشنیاز سفر به مسیر عشق میداند.