شمارهٔ ۷۴۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
در سیه بختی ست همچون سرمه مرد و زن شریک
باغبان چون مانع گل چیدنم گردد؟ که هست
شاخ گل را دست من چون خار پیراهن شریک
در جنونم متفق شد باده با سودای دوست
آب شد در قوت این شعله با روغن شریک
وای بر کشت امید دیگران، چون کرده اند
خضر و عیسی را در آب چشمه ی سوزن شریک
باغبان از تنگ چشمی چون دم آبی دهد
می کند صد خار را با گل درین گلشن شریک
عشق دارد عقل را از دین و دنیا بی نصیب
وای بر موری که با برق است در خرمن شریک
دوستان را هم نصیبی هست از دردم سلیم
در تب گرمم چو فانوس است پیراهن شریک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساس عمیق درد و ناامیدی شاعر را بیان میکند. او از وجود مشترک درد و رنج در زندگی انسانها سخن میگوید و به نوعی به همدلی در غم و سختیها اشاره میکند. نداهای عاشقانه و دیوانگی ناشی از عشق در کنار تلخیهای زندگی و بیمهریها تصویر شدهاند. شاعر همچنین به تضاد عشق و عقل اشاره میکند و از اینکه عشق انسان را از دین و دنیای مادی بینصیب میکند، ابراز تأسف میکند. جملات و تصاویر مختلف شعری نشاندهندهی یک درد مشترک بین انسانها و احساس بیکسی در مواجهه با مشکلات است.