شمارهٔ ۷۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
ز حریم کعبه کمتر نبود کنشت ما را
که ز شوق او نمانده، سر خوب و زشت ما را
ز کجا شنیده یارب که غبار کوی یاریم
کند آن کسی که نسبت به گل بهشت ما را
به اسیری ام برد خط چو شوم ز زلف آزاد
خط بندگی برآمد، خط سرنوشت ما را
به بهار باغبانم مسپار گو به دهقان
نتوان چو مرغ راندن ز چمن به کشت ما را
نه سر نوای بلبل، نه دماغ نکهت گل
دل خوش جهان نبیند که چنین سرشت ما را!
مطلب سلیم از ما، خبری ز دین و دنیا
که به حال خود زمانی غم او نهشت ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و دلبستگی عمیق شاعر به محبوبش اشاره دارد. شاعر معتقد است که معبد آنها (کنشت) به اندازه کعبه مقدس و محترم است و هیچ چیز نمیتواند محبت و علاقهشان را کاهش دهد. او به غبار کوی یار اشاره میکند و میماند که این عشق او را از همه چیز دیگر جدا کرده است. شاعر همچنین از تنهایی و اسارت خود به سبب عشق میگوید و به احساس عدم توانایی در رهایی از این عشق اشاره میکند. در نهایت، او از ناامیدی نسبت به شرایط دنیوی و دینی سخن میگوید و ابراز میکند که حالش خوب نیست و غم او را رها نمیکند.