شمارهٔ ۷۵۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل
جانسوزتر ز آتش شمع است آب گل
هرگز چنان نشد که ز بی برگی چمن
از رهن می فروش برآید کتاب گل
در گلشنی که چهره بر افروخت شمع ما
مستان نمی خورند به غیر از کباب گل
شد پاره تا به گوش ز خمیازه اش دهن
ای دل مگو خمار ندارد شراب گل
هرگه به سوی باغ، تو ای سرو بگذری
مرغ چمن خجل شود از اضطراب گل
آمد بهار و شور جنون فتنه ساز شد
دارم دلی چو خانه ی بلبل خراب گل
خیل بهار می رود و جام در وداع
همچون گل پیاده دود در رکاب گل
ما را به کار حسن سلیم امتیاز نیست
بلبل نمی کند به چمن انتخاب گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف احساسات عمیق و زیبا نسبت به گل و طبیعت است. شاعر با تصویرسازی از پروانه و گل، به عدم توانایی آن در تحمل زیبایی گل اشاره میکند و بیان میکند که حتی آب گل نیز جانسوزتر از آتش شمع است. او درمییابد که در چمن بیبرگ، کتابی از گل نمیتواند زنده بماند. بهار با شور و جنون خود به باغ آمده و دل شاعر مانند خانهای ویران است. شاعر همچنین تأکید میکند که بلبل در انتخاب گلها بیتفاوت است و زیبایی را از دست نمیدهد. در نهایت، او به اهمیت عشق و زیبایی در زندگی اشاره میکند.