شمارهٔ ۷۵۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
جام می در کف ز کوی او جدایی میکنم
بر سر خود خاک با دست حنایی میکنم
گر به سامان جهان، وصلش به من سودا کنند
آنچه دارم میدهم، دیگر گدایی میکنم
ارغوان گل میکند در باغ ما از زعفران
چهره لعلی از شراب کهربایی میکنم
چشم بر آداب رسمی تا به کی دارد کسی
شکوه از همشهریان روستایی میکنم
عشق طاعت برنمیتابد، سلیم از بیم خلق
گر نمازی میکنم گاهی، ریایی میکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از احساسات عمیق عاشقانه و اندیشههای شاعرانه حکایت دارد. شاعر در آن بیان میکند که در جستجوی محبوبش از دنیای مادی جدا میشود و هر چیزی را که دارد، به خاطر عشق میبخشد. او به زیبایی طبیعی و شکوفایی عشق اشاره میکند و در عین حال انتقادهایی به رفتارهای اجتماعی و ظاهری مردم میزند. در نهایت، او اعتراف میکند که عشق واقعی به تعبیر و اعمال خاصی نیاز ندارد و گاهی برای حفظ ظاهری، مجبور به نشان دادن رفتارهای ریایی میشود.