شمارهٔ ۷۵۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
به روی سبزه موج آب چون غلتد؟ چنان غلتم
درین وادی که هر نقش قدم سرچشمهٔ خضریست
به خاک از تشنگی تا چند چون ریگ روان غلتم
غریبی آن چنان دارد مهیا برگ عیشم را
که میافتم به روی گل اگر از آشیان غلتم
شکسته رنگی اهل درد را سامان رعناییست
چو هندو گر خودآرایی کنم بر زعفران غلتم
به تیغ کوه چون ابر بهاری سینه میمالم
نیم شبنم که گل بستر کنم بر روی آن غلتم
به روی یکدگر مستان چو موج آب میغلتد
بده پیمانه، ای ساقی، که من هم آنچنان غلتم
سلیم از پیکرم جز داغ دل ظاهر نمیگردد
به هر جانب که همچون قرعه زار و ناتوان غلتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عمیق شاعر در مورد زندگی و شهادت اشاره دارد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویری از طبیعت، احساساتی چون مستی و غم را به تصویر میکشد. او در دنیایی پر از زیبایی و تناقض غوطهور است و به دنبال لحظهای از سرمستی و شادی در میان درد و رنج زندگی است. همچنین به تمایل او برای دستیابی به عشق و آرامش در شرایط سخت اشاره شدهاست، جایی که او میخواهد از زخمهایش دفاع کند و در عین حال به زندگی ادامه دهد. شاعر از مستانگی و شور و شوق در زندگی صحبت میکند و به این نکته میپردازد که تمامی این تجربیات هرگز از او جدا نخواهد شد.