شمارهٔ ۷۶۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
پریشانی چو دود مجمر از صد رهگذر دارم
ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین حالم
که حسرت بر بقای شبنم و عمر شرر دارم
فریب غمزه ای سر در پی من آنچنان دارد
که نتوانم چو داغ از دل زمانی چشم بردارم
ز طفلی تا به حال، ایام آدم خواندم، آری
پس از مرگ پدر پیدا شدم، نام پدر دارم
امیدی نیست از آسودگی در هرکجا باشد
که آدم از بهشت آمد، از آنجا هم خبر دارم
ز گفت و گوی یاران نیستم آگاه در محفل
به یادت خلوتی در انجمن چون گوش کر دارم
سلیم افزایدم قیمت، شوم چندان که روشن تر
اگرچه آتشم، خاصیت آب گهر دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از دل آشفتگی و پریشانی شاعر ناشی از عشق و غم ناشی از زیبایی معشوق حکایت دارد. او بیان میکند که در عمرش حسرتهای زیادی دارد و نمیتواند از اندوهایش فاصله بگیرد. شاعر از احساساتی چون فقدان پدر و یادآوری گذشته سخن میگوید و از نبود آسودگی و آرامش در زندگی شکایت میکند. او خود را در جمع نمییابد و در تنهایی فکر و خیال میکند و در نهایت از عواطف متضاد و حالت درونی خود میگوید که همیشه در کشمکش است.