نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می‌سازم

چو آیینه به هر صورت که افتد کار، می‌سازم

چو سیل اندیشه از پست و بلند روزگارم نیست

به پیشم هرچه می‌آید، به خود هموار می‌سازم

به کف سررشته‌ای از کفر یا اسلام می‌باید

اگر تسبیح رفت از دست، با زنار می‌سازم

درین گلزار، تاب انتقام روزگارم نیست

چو آتش گل نمی‌باید مرا، با خار می‌سازم

نمی‌دانم که چون می‌بایدم اصلاح خود کردن

سرم آشفته گردیده‌ست و من دستار می‌سازم

سلیم از کس نیم ممنون یاری در سر کویش

نمی‌خواهم هما، با سایهٔ دیوار می‌سازم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و احوال شاعر در مواجهه با عشق، روزگار و خودشناسی می‌پردازد. شاعر از تغییرات و تضادهای زندگی سخن می‌گوید و این‌که با هر وضعیتی که پیش می‌آید، خود را تطبیق می‌دهد. او به دنبال یافتن معنا و اصلاح خویش است، اما از ناتوانی‌اش در این مسیر و آشفته بودن حالش نیز گلایه می‌کند. در نهایت، از وابستگی به دیگران دوری می‌جوید و تمامی این احساسات را با تصویرهای طبیعی و سمبولیک بیان می‌کند.