نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم

دل خود را کشم از خون و دگر غوطه دهم

سخن من به مذاق تو بود تلخ اگر

چون لبت هر سخنی را به شکر غوطه دهم

تشنه را گر به بساط سخنم راه افتد

دست او گیرم و در آب گهر غوطه دهم

رنگ تأثیر به خود هیچ نگیرد، افسوس

ناله را چند به خوناب جگر غوطه دهم؟

ای خوش آن دم که چو پروانه سلیم از سر ذوق

در دل شعله زنم بالی و پر غوطه دهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و احساسات عمیق شاعر است. او بیان می‌کند که چقدر عاشق است و آماده است تا دل خود را در معشوق غوطه‌ور کند. او به تلخی سخن خود اشاره می‌کند و می‌گوید اگر کلامش تلخ است، می‌تواند آن را با محبت و شیرینی تبدیل کند. همچنین تشنه‌ی محبت است و آماده است تا دیگران را به آب و عشق هدایت کند. شاعر در نهایت به آرزوی خود برای رسیدن به عشق و شادی می‌پردازد، به گونه‌ای که می‌خواهد همچون پروانه‌ای عاشقانه در آتش عشق به پرواز درآید.