نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم

می شود می آب اگر چون غنچه در مینا کنم

صبر می گویند پیدا کن مرا در عاشقی

چون ندارم صبر یاران از کجا پیدا کنم

می کند سوز دل من آب، سنگ خاره را

گر برآرم آه گرمی، کوه را دریا کنم

راستی را کرده ام سرمایه ی بازار خود

کار آتش می کند آبی که در کالا کنم

سرکشی در هند با من کرد نفس از بس سلیم

سوی کابل می روم تا با سگش سودا کنم!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی‌های خود سخن می‌گوید. او با اشاره به چمن و گلاب، احساساتش را توصیف می‌کند و می‌گوید که اگر بتواند عشق را بیان کند، مانند آب شیرین می‌شود. او از کمبود صبرش در عشق شکایت می‌کند و گله‌مند است که هیچ یار و همراهی ندارد. دل‌سوخته‌اش به شدت دردی را تجربه می‌کند که می‌تواند مانند آب، سوزان و داغ باشد. همچنین، او به اشتیاقش برای سفر به کابل و دیدار با دوستی اشاره می‌کند. این شعر نمایانگر عمق احساسات و درگیری‌های عاطفی شاعر است.