شمارهٔ ۷۸۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم
دهم صدگل که همچون شمع یک برگ خزان گیرم
خوش آن مستی که چون گل در گلستان چهره بگشاید
درآیم غافل از دنبال و چشم باغبان گیرم!
مرا خود آسمان نگرفت دست از کوتهی هرگز
تو توفیقم دهی یارب که دست آسمان گیرم
گلی در آب دارم از غبار دیدهٔ گریان
که میخواهم در دل را به روی دوستان گیرم
سلیم آن شهسوار از ره به آن گرمی نمیآید
که همچون برق بتوانم سمندش را عنان گیرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و شور زندگی در فصل گل اشاره میکند. او خواهان دستیابی به شادی و لذتهای دلپذیر است و در جستجوی حالتی مست مانند گل در باغ است. او میگوید که به دنبال این حال، غافل از نگاههای دیگران به خوشیاش ادامه میدهد. همچنین، شاعر از خداوند میخواهد که به او توفیق دهد تا به آسمان و آرزوهایش دست یابد. در پایان، او به یک شخص خاص که شبیه به سوارکاری نیرومند است اشاره میکند و ابراز میکند که به سختی میتواند به او برسد. این شعر به زیباییهای عشق و زندگی و تلاش برای دستیابی به آنها میپردازد.