شمارهٔ ۷۸۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم
ساغر به طاق ابروی شمشیر می خورم!
از فیض ماهتاب، شرابم حلال شد
می در پیاله می کنم و شیر می خورم
بیهوشی ام ز جلوه ی سبزان گیلک است
در لاهجانم و می کشمیر می خورم
مورم، ولی ز خرمن عشق است دانه ام
چون موریانه جوهر شمشیر می خورم
تا کی سلیم، جور جهان می توان کشید؟
چندین شکنجه من به چه تقصیر می خورم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذتهای زندگی و تأمل در عشق و دردهاست. شاعر میگوید که در کنار زیباییها و لذتهای شراب، گاهی احساس بیهوشی و ضعف هم میکند. او به عشق و مشکلات زندگی اشاره میکند و میپرسد که تا کی میتواند این رنجها را تحمل کند و به چه دلیلی این شکنجهها را متحمل میشود. به طور کلی، شعر به تلاقی لذت و درد در زندگی میپردازد.