شمارهٔ ۷۸۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به کوی عشق خوبان تا گذشتم
ز رفتن همچو نقش پا گذشتم
نه گل بر سر، نه خاری در کف پا
چو باد از باغ، بی پروا گذشتم
دلی بی آتش عشقت ندیدم
به افسون در رگ خارا گذشتم
به امید وصال بی وفایی
چو خورشید از سر دنیا گذشتم
سلیم از عشق خوبان حاصلی نیست
زیان دارد، ازین سودا گذشتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف تجربیات خود در مسیر عشق میپردازد. او از عبور از کوی عشق میگوید و میبیند که در این مسیر هیچ نشانی از گل یا خار وجود ندارد، و همچون باد با بیخیالی عبور کرده است. او اشاره میکند که هیچ دلی بدون آتش عشق مشاهده نکرده و با امید رسیدن به معشوق ولی در عین حال آگاه به عدم وفاداری، عبور میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که از عشق به خوبیها چیزی به دست نمیآید و این سودا برایش زیان داشته است.