نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوش آن روزی که می در هر چمن بی‌باک می‌خوردم

به دستم بود اگر جامی، به پای تاک می‌خوردم

ز ساقی، جام می نگرفتن زاهد هلاکم کرد

به دست من اگر می داد، آن را پاک می‌خوردم!

محبت کرد از بس تلخ بر من زندگانی را

اگر زهرم نمی‌داد آسمان، تریاک می‌خوردم!

پی روزی عجب گر ترک استغنا کنم اکنون

که در ایام طفلی از قناعت خاک می‌خوردم

سلیم از بی‌شرابی مبتلای صد غم و دردم

اگر می‌داشتم می، کی غم افلاک می‌خوردم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات شاعر در مورد عشق و زندگی اشاره می‌کند. شاعر از خوشی‌های گذشته‌ی خود صحبت می‌کند که در آن زمان بی‌پروا می‌نوشیده و در عیش و نوش بوده است. او از تلخی‌های زندگی و احساس ناامیدی می‌گوید که به خاطر بی‌توجهی زاهد، در حال حاضر دچار درد و رنج است. شاعر بیان می‌کند که اگرچه زندگی برایش تلخ است، اما هنوز آرزوی نوشیدن می و شادی را در دل دارد و حسرت روزهای گذشته را می‌خورد. در نهایت، او از مشکلات و غم‌هایی که ناشی از نداشتن الکل در زندگی‌اش است، شکایت می‌کند.