شمارهٔ ۷۹۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خویش را بر محرمان آن بت چین بستهایم
بلبلیم و بال بر دامان گلچین بستهایم
محفل روشندلان را با چراغان کار نیست
خانه را از خویش چون آیینه آیین بستهایم
خاتم جمشید کز دست جهان گم گشته بود
ما گدایان بند از او بر کاسه چوبین بستهایم
پای نتوانیم ازین وحدتسرا بیرون نهاد
ما حنا بر پای خود در خانهٔ زین بستهایم
مطلب ما زین غزلگوییست ذوق خود سلیم
ورنه زین ناقصحریفان، چشم تحسین بستهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان احساسات و تجربیات خود میپردازد. او به تعلق خود به گروهی خاص اشاره میکند و میگوید که محبت و ارتباط با عزیزانش را در دل دارد. او برگزاری محفلها و شادیهای ظاهری را بیفایده میداند و بر این باور است که خانهاش باید مانند آینهای از خود او باشد. همچنین اشاره به گم شدن گوهر و دانشی همچون خاتم جمشید دارد و از وابستگیاش به آن خبر میدهد. در نهایت، شاعر بر اهمیت ذوق و سلیقهاش در غزلسرایی تأکید میکند و به ناکافی بودن برخی از رقبای خود در این زمینه اشاره دارد.