شمارهٔ ۷۹۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم
وای بر ما که درین بزم سخن پردازیم
سفر اول شوق است به کویت ما را
صید ما زود توان کرد که نوپروازیم
کیست کز مطرب این بزم در آتش ننشست
ما همه سوخته ی شعله ی یک آوازیم
حیف باشد که ز بی مهری او شکوه کنیم
ما که معشوق پران همچو کبوتر بازیم
چشم خونابه فشان بی خبری نیست سلیم
راز پنهان مکن از ما که ز اهل رازیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و شوقی که نسبت به معشوق دارد، میپردازد. او به غم و سوختن از عشق اشاره میکند و میگوید که همه ما تحت تاثیر یک آواز و عشق هستیم. شاعر از بیمهری معشوق گله نمیکند، زیرا خود را همچون کبوتر باز توصیف میکند که پرواز را در پی عشق میجوید. در پایان، او از رازهایی که در دل دارد سخن میگوید و از ارتباط عمیق خود با عواطف و اسرار عشق پرده برمیدارد.