شمارهٔ ۸۰۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوش آن روزی که بر آن طرههای مشکبو پیچم
دو عالم را دهم از دست و بر یک موی او پیچم
خم می را بگویید ای حریفان رحم خوش چیزی ست
برای ساغری تا چند دست هر سبو پیچم؟
برای آن که فصل گل درین باغم به یاد آرند
به هر انگشت شاخی، رشتهای همچون کدو پیچم
نمیخواهم که چون منصور، ممنون کسی باشم
به دست خود کمند زلف او را بر گلو پیچم
سلیم از دست فرصت رفت در سامان وصل او
نمازم شد قضا، تا کی در آداب وضو پیچم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر آرزوها و حسرتهای شاعر است. او به طرههای موهای معشوقش اشاره میکند و تمایل دارد که حتی دو جهان را فدای یک مو از او کند. شاعر همچنین به شراب و خوشیهای آن اشاره میکند و از دوستانش میخواهد که در این زمینه به او یاری دهند. او نمیخواهد که همچون منصور، شخصی دیگر را مدیون کند و تنها در پی آن است که کمند زلف محبوب را بر گردن خود بیافکند. در انتها، شاعر از فرصتی که برای وصال معشوق از دست رفته، ابراز ناامیدی میکند و به یادآوری این وضعیت در آداب نماز میپردازد.