نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۰ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم

نمی‌خواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم

درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم

ز شوق ناله‌ای، صد کاروان از پیش و پس دارم

گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد

به یک گل می‌شوم راضی، که مرغی در قفس دارم

شب وصل است و بیم غمزه‌اش آشفته‌ام دارد

که بزم میگساری بر سر راه عسس دارم

دلم از گفتگوی پندگویان تیره می‌گردد

گل آیینه‌ام، کی طاقت باد نفس دارم

ز بال خود دو ترکش بسته‌ام دایم که از همت

سر تسخیر ملک دام و اقلیم قفس دارم

درین گلشن سلیم از روشناسان کس نمی‌بینم

چو گل آیینهٔ خود چند پیش خار و خس دارم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از لذت‌های زندگی و عشق سخن می‌گوید. او با بیان اینکه از شراب ناب و درد دل شاد است، به دنبال خوشی‌های دنیا می‌باشد و نمی‌خواهد به گل‌های دیگر نظر کند، زیرا به محبوب خود دسترسی دارد. شاعر از صدای خوش و زیبایی خود صحبت می‌کند و بیان می‌کند که عاشقانه‌هایش بر دلش تاثیر می‌گذارد. او همچنین از ترس جدایی و غم عشق صحبت می‌کند و می‌افزاید که در کنار زیبایی‌ها، رنج و سختی نیز وجود دارد. در نهایت به تنهایی و ناکامی در عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که در این دنیا از زیبایی‌ها بهره‌مند نیست و همچنان در انتظار محبوب است.