شمارهٔ ۸۱۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
که از بس ضعف، نتوانم ترا یک شب به خواب آیم
به گلگشت گلستان میرود، ای عشق نپسندی
که دشمن همعنانش باشد و من در رکاب آیم
به صد خواری سزاوارم درین عالم، چه لازم بود
به بزم دیگران ناخوانده همچون آفتاب آیم
مرا چون میتواند آسمان گردآوری کردن؟
محال است این که همچون بحر در مشت حباب آیم
درین دریا وجود من به چشمی درنمیآید
نهنگم من، نه ماهی، تا سبک بر روی آب آیم
چنان از گرمخونی الفتی با نیک و بد دارم
که هرکس تب کند، چون نبض، من در اضطراب آیم
ز مستی چون سلیم آهنگ بزم او کنم شبها
تمام راه را بر بوی دلهای کباب آیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به حالت ناامیدی و ضعف خود اشاره میکند و به احساسات عمیقش درباره عشق و زندگی میپردازد. او میگوید که به دلیل وضعیت نامساعدش، نمیتواند عشق خود را به راحتی احساس کند یا به خواب برود. همچنین، او از برقراری روابط با دیگران و احساس بیپناهی در جمع دیگران صحبت میکند و به نوعی خود را در برابر دنیا و مشکلات موجود نسبت به دیگران ضعیف میبیند. در پایان، با استفاده از تمثیلی از دریا و نهنگ، به احساس عمیق خود و پیوندی که با خوب و بد دارد اشاره میکند و این که در دنیای جذابیتها و حواشی زندگی، به دنبال آرامش و رفع اضطراب است.