نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم

از دل مجروح، پنداری که تیری می‌کشم

چون سبوی می، ندارم قوت برخاستن

دست بر سر، انتظار دستگیری می‌کشم

از خیال روی او شد پیرهن خوشبو مرا

همچو گل کی منت مشک و عبیری می‌کشم

چون کنم اصلاح کار عشق، از وحشت مرا

دست می‌لرزد که خار از پای شیری می‌کشم

گوشه‌ای خواهم چو خال ابروی خوبان سلیم

انتظار همتی از گوشه‌گیری می‌کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ناامیدی و درد شاعر است. او از تلاش‌های بی‌نتیجه‌اش برای جلب محبت معشوق سخن می‌گوید و از دل مجروحش می‌نالد. شاعر در حسرت عشق، دچار سردرگمی و وحشت است و به دنبال آرامش و همتی برای بهبود وضعیت خود می‌گردد. او به بی‌حوصلگی و انتظار برای کمک از دیگران اشاره می‌کند و از زیبایی‌ها و دشواری‌های عشق سخن می‌گوید.