نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم

ز رسوایی چو صحرا، سترپوشم نیست دامانم

به گوشی جا نمی یابم، نوای خارج آهنگم

به چشم هیچ کس خوش نیستم، خواب پریشانم

ندارم هیچ غمخواری، مگر در عشق و رسوایی

چو زخم آید فراهم خود به خود چاک گریبانم

ز مژگانم به هر جانب ز بس افشان خون دارد

بود چون کاغذ ابری، بیاض چشم گریانم

سلیم آیا چه خصمی خضر این وادی به من دارد

که سرگردان هندم کرد و روگردان ایرانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر می‌پردازد. او از رسوایی و بی‌پناهی‌اش در عشق سخن می‌گوید و احساس کندی و ناامیدی را درونی کرده است. شاعر به نوعی از احساس بی‌کسی رنج می‌برد و زخم‌های قلبی‌اش را با تصویرگری زیبا و شاعرانه توصیف می‌کند. او همچنین به سردرگمی‌اش میان دو سرزمین (هند و ایران) اشاره می‌کند و از اینکه احساس می‌کند در هیچ‌کدام جایی ندارد گله می‌کند. به طور کلی، شعر احساسی عمیق از تنهایی و جدایی را القا می‌کند.