نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم

گر کنند از ناله منعم، بر در شیون زنم

در ره این دوستان، صد خار در پایم شکست

نیست در دستم گلی تا بر سر دشمن زنم

داغ دست خود نمایم، داغ سازم لاله را

آستینی بشکنم، بر آتشی دامن زنم

تا بداند باغبان کز باغ او چون رفته ام

پنجه ی خونین خود را بر در گلشن زنم

جوهر روح از شراب کهنه ماند با صفا

تا نگیرد زنگ، این آیینه را روغن زنم

تیره بختان را رسد از روی دل تسکین سلیم

آب چون آیینه بر خاکستر گلخن زنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شدت عشق و درد فراق سخن می‌گوید و اظهار می‌کند که نمی‌تواند از ناله و اندوه خود فاصله بگیرد. او در مسیر دوستی با مشکلات زیادی مواجه شده و در درون خود دردی را حس می‌کند که به او اجازه نمی‌دهد تا به راحتی زندگی کند. شاعر به باغبان یادآوری می‌کند که چگونه از باغ او رفته و نشان خونین خود را بر درختان می‌زند. در نهایت، او پیشنهاد می‌دهد که با شراب کهنه روح خود را با صفا نگه دارد و حتی بر خاکستر پر از غم دیگران، آرامش بیاورد. در کل، شعر بیانگر رنج و عشق عمیق و تأثیرات آن بر زندگی انسان است.