نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم

خضر کو تا بنگرد این راه را چون می‌رویم

همچو توبه با صلاحیت به مجلس آمدیم

لیک رسواتر ز بوی می به بیرون می‌رویم

هرکجا باشد، چو ما دیوانگان را جای نیست

شهر اگر از ما به تنگ آمد، به هامون می‌رویم

نیست شوری هرکجا شوریده‌ای در رقص نیست

در چمن، گاهی به ذوق بید مجنون می‌رویم

جمله عالم را گرفت اعجاز نطق ما سلیم

بعد ازین همچون مسیحا سوی گردون می‌رویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی شوق و عشق به معشوق و حالتی از دیوانگی و شیدایی صحبت می‌کند. شاعر از آتش عشق و خون‌ریزی به خاطر عشق می‌گوید و از وجود خضر (راهنمای حیات) می‌خواهد که راه او را ببیند. او به اجتماعاتی که آمده‌اند، اشاره می‌کند اما خود را رسواتر از بوی می می‌بیند. شاعر تأکید می‌کند که در هیچ جا برای دیوانگان جایی نیست و اگر شهر از آنها تنگ شود، به بیابان فرار می‌کنند. او به شور و شوقی که در مکان‌ها وجود ندارد اشاره می‌کند و به حالت خوشی و جنون خود در چمن می‌پردازد. در نهایت، به قدرت کلام خود و تأثیرش بر جهان اشاره کرده و می‌گوید که همچون مسیحا، به سمت آسمان می‌رود.