نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هردم غمی آید ز حریفان لئیمم

گویی به دبستان جهان، طفل یتیمم

آن گلبن فیضم که ز شادابی فطرت

در جوش بود مغز جهانی ز شمیمم

در فکر همه فیض، چو گفتار رسولم

در نطق همه معجزه، چون دست کلیمم

شوقم چو برد جانب گلزار، سحابم

راهم چو فتد در حرم غنچه، نسیمم

کمتر نیم از سنجر و فغفور، که من هم

در هند سیه بختی خود، شاه سلیمم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به احساس غم و تنهایی خود اشاره می‌کند و خود را همچون یک یتیم در این دنیا می‌بیند. او از زیبایی و شادابی طبیعت و عشق به زندگی سخن می‌گوید، اما همزمان از غم و ناراحتی ناشی از وجود رنج و مشکلات در زندگی نیز گله‌مند است. او همچنین به اعتبار کلام خود و تأثیر آن بر دیگران اشاره می‌کند و در نهایت به نوعی تسلیم در برابر سرنوشت خود پرداخته است. شاعر خود را در مقایسه با شاهان نامدار، فردی ناتوان و غم‌زده می‌داند.