نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام

در میان کینه جویانت خدانشناس نام

شیوه ی بیگانگی از بس به عهدت عام شد

دور نبود گر نداند خضر را الیاس نام

چشم و مژگان سیاهت هندوان جنگجو

کرده ایشان را جهان خودرای [و] جادو داس نام

ظرف هرکس برنتابد ساغر عشق ترا

این قدح دارد ز ما دریاکشان چون طاس نام

هرکه را دیدیم، دارد احتراز از ما سلیم

تا به بدنامی برآوردیم چون افلاس نام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تاثیرات منفی عشق و عواطف غم‌انگیز می‌پردازد. شاعر به کنایه می‌گوید که زیبایی و جذابیت چشم و مژگان معشوقه‌اش مانند تیغی است که دل‌ها را می‌آزارد. او همچنین به ناامیدی از وفای عهد و بیگانگی بین مردم اشاره می‌کند و به قدرت جادو و تاثیر آن بر احساسات انسان‌ها می‌نگرد. در نهایت، نشان می‌دهد که برخی افراد از عشق دور شده و از آن احتراز می‌کنند، در حالی که او به بدنامی و افلاس دچار شده است. شعر، ترکیبی از زیبایی، اندوه و انتقاد اجتماعی است.