شمارهٔ ۸۳۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما خس و خار از ره خوبان به دامن میکشیم
منت تیغ شهادت را به گردن میکشیم
از تهیدستی، چو خواهد خرقهٔ ما بخیهای
رشتهٔ تسبیح چون عیسی به سوزن میکشیم
محتسب را نیست راه حرف در بازار ما
شیشه با سنگ و ترازوی فلاخن میکشیم
ما در خلوت به روی اهل عالم بستهایم
انتظار آفتاب از راه روزن میکشیم
گوی را از چابکی خواهد ز میدان برد خصم
وقت تنگ است و همین ما تنگ توسن میکشیم
از فلک روزی گرفتن آن قدرها کار نیست
ما چراغ لالهایم، از سنگ روغن میکشیم
گل نباشد، میرسد خود بوی گل ما را سلیم
خویش را در سایهٔ دیوار گلشن میکشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهای از عشق و ایثار و فداکاری است. شاعر خود را در مقام کسانی میبیند که از محبت و زیباییها بهرهمند میشوند و برای آن قیمت میپردازند. آنها از مشکلات و سختیها (خس و خار) به راحتی عبور کرده و آماده شهادت و فداکاری هستند. شاعر به تهیدستی و نیاز هم اشاره میکند و میگوید که حتی در شرایط سخت، روح معنوی خود را حفظ کرده و به عبادت و ذکر مشغولاند. همچنین، او به دوگانگی موجود در جامعه اشاره دارد، جایی که محتسبان نمیتوانند در خلوت مؤمنان دسترسی پیدا کنند. در نهایت، شاعر به طرز خاصی از وفاداری به خود و هویت خویش در مواجه با مشکلات یاد میکند و تأکید دارد که در سختیها نیز بوی محبت و زیباییها به او میرسد.