نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شبنم وجود مرا آفتاب گرم

چشمت گرسنه است و دل من کباب گرم

هرچه زیان ماست، به ما سود می دهد

آتش برای داغ دل ماست آب گرم

در گلشن همیشه بهار ملایمت

اصلاح نخل موم کند، آفتاب گرم

دارم هزار آبله بر تن ز جوش اشک

آتش گرفت پیرهن زین گلاب گرم

دامان عشق، بستر آسایش من است

همچون سپند سوخت مرا جامه خواب گرم

با شعله چاره ی دل مجروح کن سلیم

بر درد سینه فایده دارد شراب گرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق و دردهای عاشقانه شاعر صحبت می‌کند. شاعر به شبنم به عنوان نماد محبت و آفتاب به عنوان نماد گرما و عشق اشاره می‌کند. او از گرسنگی چشمانش و رنج دلش می‌گوید. شاعر به این نکته می‌پردازد که حتی آسیب‌ها و مشکلات برای او مفید هستند و دلbroken او را به سوختن و آتش زدن می‌کشاند. در نهایت، عشق و شراب گرم به عنوان تسکینی برای دردهای او معرفی می‌شوند.