شمارهٔ ۸۴۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم
در رزق سگ و گربه شریکیم، هماییم
فریاد که از ساده دلی صاحب خرمن
برقیم [و] گمان برده که ما کاهرباییم
با ما نشود سینه ی این کینه دلان صاف
چون آینه هرچند که از اهل صفاییم
با مردم عالم نتوانیم به سر برد
ره بر سر خار و خس و ما آبله پاییم
در سلسله ی باده کشان جام شرابیم
در قافله ی کعبه روان قبله نماییم
هر نقش قدم پیشتر از ماست درین راه
چون چشم حسودان همه کس را به قفاییم
یک بار نگفتید سلیم این چه خموشی ست
ای اهل کرم، بنده ی انصاف شماییم!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تقدیر و سرنوشت انسانها میپردازد و ناتوانی انسان در تغییر آن را بیان میکند. شاعر از تفاوتهای طبقاتی و نابرابریهای اجتماعی تلخی میکند و به این نکته اشاره میکند که حتی در شرایط سخت نیز نمیتوان با دیگران به آسودگی زندگی کرد. همچنین، از احساس بیعدالتی و نارسایی در روابط انسانی صحبت میکند و در نهایت از دیگران میخواهد که به احساسات و مشکلات او توجه کنند و انصاف را در نظر بگیرند.