شمارهٔ ۸۴۸ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن
خون غم ریخته در جام فراموشی کن
در صف خرقه بدوشان نتوان بود چو گل
خرقه دور افکن و با آینه همدوشی کن
چون صبا چند بغل گیری سرو و شمشاد؟
همچو آتش به خس و خار هم آغوشی کن
هرچه بینی، ز بد و نیک جهان آینه وار
گر فراموش کنی، شکر فراموشی کن
فتنه در بزم ز سرگوشی جام و میناست
تا توانی حذر از صحبت سرگوشی کن
ناله ی مطرب و نی، هردو یکی کرده زبان
می کنندم همه تکلیف که بیهوشی کن
نقل می پسته ی شور است ازان کنج دهن
ساقی ما مزه دارد، تو قدحی نوش کن
هرچه بینی ز بد و نیک درین بزم سلیم
خون دل نوش چو پیمانه و خاموشی کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لذت بردن از زندگی و فراموش کردن درد و غمهاست. شاعر به جشن و شادمانی اشاره میکند و میگوید که باید از زیباییهای زندگی مانند گل و سرو لذت ببریم و خود را در شادی غرق کنیم. او به دوری از اندیشههای ناروای دنیا توصیه میکند و از نشستن در کنار دیگران برای گفتوگو و شادمانی میگوید. در کل، شعر دعوت به شادزیستی و فراموش کردن غمهاست.