شمارهٔ ۸۵۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن
من بر آتش می زنم خود را، تو بر آهنگ زن
نسبتی با مشرب پروانه گر داری بس است
گر نباشد آتشی، بر آب آتش رنگ زن
بلبلان با هم نمی دانند غیر از دوستی
گل تمام عمر گو ناخن برای جنگ زن
شکوه ی احباب را پوشیده نتوان داشتن
گر به دستت شیشه گردد راستی، بر سنگ زن
زین گلستان برگ سبزی خود به کف ناید سلیم
همچو اوراق چمن، آیینه را بر سنگ زن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایلی انسانی به ارتباطات عمیق و زیباییهای زندگی میپردازد. شاعر به «مطرب» اشاره دارد و بر اهمیت موسیقی و هنر در زندگی تاکید میکند. او از آتش و آهنگ به عنوان نمادهای احساس و زندگی استفاده میکند و نشان میدهد که دوستی و محبت در میان بلبلان و گلها برقرار است. همچنین، بر این نکته تاکید میکند که زیبایی و شکوه دوستی را نمیتوان پنهان کرد و در نهایت به ارزش زندگی و ارتباطات انسانی اشاره میکند که مانند برگها باید با دقت و زیبایی در کنار هم قرار گیرند.