شمارهٔ ۸۵۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سرم از داغ سودا، باغ زاغان
دلم درهم چو کار بی دماغان
خورم می از سفالین ساغر خود
به طاق ابروی زرین ایاغان
مپرس از ما که گمنامان عشقیم
چه می جویی سراغ بی سراغان
به وقت انتقام، از مهربانی
کنم با گل، سر دشمن چراغان
نسیم گل سلیم از بخت ناساز
نمی سازد به ما خونین دماغان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات پیچیده و دردهای عاشقانهاش اشاره دارد. او از عشق و غمهای مربوط به آن سخن میگوید و بیان میکند که سرش از شوق و دلتنگی پر شده است و دلش سرشار از احساسات متراکم و بیسامان. شاعر با اشاره به نوشیدنی خاصی که از ساغر خود مینوشد، به جستجوی دلخواهش در عشق اشاره میکند و از عدم شناخت و گمنامیاش در این مسیر مینالد. او به انتقام از محبت دشمن فکر میکند و در نهایت، به این نتیجه میرسد که بخت بدش نمیتواند او را از حالت دلbroken جدا کند. این شعر نشاندهندهی درگیریهای عاطفی و جستجوی عشق در میان ناامیدیهاست.