نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

فصل گل شد، نالهٔ عیشی ز بلبل قرض کن

گر نداری زر برای باده، از گل قرض کن

بی‌پریشانی نگردد جمع اسباب نشاط

بهر دل سرمایه‌ای زان زلف و کاکل قرض کن

حسن هرگز طرفی از پهلوی اهلیت نبست

مایهٔ تمکین خوبی از تغافل قرض کن

بی‌نوایی می‌کشد بلبل ز تاراج خزان

از چراغ محفل ای پروانه یک گل قرض کن

این همه افغان ندارد گر جفایی دیده‌ای

سخت بی‌صبری سلیم، اندک تحمل قرض کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت لذت بردن از زندگی و زیبایی‌ها اشاره دارد. شاعر از فرد می‌خواهد که اگر از نعمت‌های مادی برخوردار نیست، از زیبایی طبیعی مانند گل و زلف و کاکل دیگران بهره‌برداری کند. هم‌چنین به یادآوری می‌کند که برای خوشحالی و نشاط، نیاز به توجه و تحمل دارد و توصیه می‌کند که در برابر مشکلات و جفاها صبر پیشه کند و از زیبایی‌های کوچکی که در اطرافش هست بهره گیرد.