شمارهٔ ۸۵۸ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دشمن خود گر نهای، ما را به خود دشمن مکن
در بغل چون شیشه داری، سنگ در دامن مکن
بر شکست گوهرم دستی نداری ای حسود
بهر سودن، آب چون گرداب در هاون مکن
شرم بادت از ید بیضای بیرونق کلیم
این هنر را پیش داغ دست ما روشن مکن
بر سر میدان دعوی میرسم ای مدعی
بهر جستن رخنه همچون تیر در جوشن مکن
همچو عیسی در جهان با آب باریکی بساز
آرزوی زندهرود از چشمهٔ سوزن مکن
خصم در دعوی سپر افکنده است، اما سلیم
تیر مصرع بر دلش زن، رحم بر دشمن مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد هشدار به دشمن و نقد به حسادت است. شاعر میگوید که اگر دشمنی در کار است، نباید به خود نیاید و به ما ضرری نرساند. اشاره میکند که مال و داراییاش را مانند شیشه با ارزش و شکننده نگه دارد و حسودان نباید در تلاش برای ایجاد مشکلات یا دعوا باشند. شاعر به مدعیان هشدار میدهد که در تلاش برای ایجاد غفلت یا نفوذ در زندگی دیگران نباشند. در نهایت، به سادگی و فریبندگی واقعیات اشاره میکند و میگوید که نباید نسبت به دشمن رحم کرد، بلکه باید با قاطعیت و دقت عمل کرد.