نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستان

مقامرخانه است آفاق، زر بنما و زر بستان

کسی چون مرغ بسمل چند برآهنگ غم رقصد؟

بیا مطرب زمانی دف ز دست نوحه‌گر بستان

به شیرین می‌کند عرض لباس عاریت خسرو

تو هم ای کوهکن از بیستون تیغ دگر بستان

به این مضمون نویسد نامه دایم پیر کنعانی

به یوسف، کز زلیخا دادم ای چشم پدر بستان

تو از ایران سلیم و ما ز ملک هند می‌آییم

اگر مشتی نمک داری بده، از ما شکر بستان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی دعوت و ارتباط بین افراد را به تصویر می‌کشد. شاعر به مردم می‌گوید که از همدیگر چیزهای خوبی بگیرند و در عوض بخشی از آنچه دارند را بدهند. او به زیبایی‌های زندگی اشاره می‌کند و به این نکته تأکید می‌کند که باید از غم و اندوه دوری کرده و از مراسم شادی لذت برد. در عین حال، تأکید بر محبت و دوستی می‌کند و از تبادل و همدلی میان ملت‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به تنوع فرهنگی اشاره می‌کند و از مخاطبان می‌خواهد که از یکدیگر بیاموزند و تجربیات خود را با هم تقسیم کنند.