نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی بر چهره خطت سایهٔ جان

لبت را خنده موج آب حیوان

ز شوق تیغت آهوی حرم را

بیاض دیده، صبح عید قربان

پریشانی ز بس شد در دلم جمع

نمی بیند کسی خواب پریشان

برای داغ دل دارم طبیبی

که مرهمدان او باشد نمکدان

ز ذوق نامه اش قاصد چو میرم

بخوان بر خاک من آن را چو قرآن

به وقت گریه، گویی دیده ام را

گسسته رشته ی تسبیح مرجان

ز بس پر کرده ام چون غنچه از چاک

در آغوشم نمی گنجد گریبان

حرارت گر سلیم از عشق داری

ز خال او طلب کن تخم ریحان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف زیبایی‌ها و احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و معشوقش است. شاعر با تصاویری زیبا از چهره معشوق و آثار عشق بر دل و دیده خود سخن می‌گوید. او از شادی و غم درونی‌اش صحبت می‌کند و به داغ دلش اشاره می‌کند. همچنین به یادآوری تأثیرات عشق بر وجودش و نشانه‌هایی از عشق، مانند خال معشوق، می‌پردازد. در کل، شعر بیانگر عشق عمیق و پیچیده انسانی است.