نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب

تشنگان یاخضر می گویند و عارف یانصیب

بر سر یک خوان، جهانی روزی خود می خورد

می برند از شربت آبی همه اعضا نصیب

هر کسی را روزی از جایی مقرر کرده اند

قطره ی آبی صدف را نیست از دریا نصیب

خار و خس را اختیاری بر سر سیلاب نیست

می روم سرگشته و حیران، برد هر جا نصیب

گردن مینا و ساق ساقی و ران شکار

نعمتی باشد، شود این هر سه چون یک جا نصیب

شکوه ی آوارگی ما را سلیم از عشق نیست

از ازل ما را غریبی بود چون عنقا نصیب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفهوم تقدیر و نصیب در زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که هر فردی سهم خاصی از زندگی و روزی خود دارد، مانند جرعه آب که برای تشنگان ضروری است. او به تأکید می‌گوید که هیچ کس از سرنوشت خود فرار نمی‌کند و هر چیزی در زمان و مکان خاص خود به هر کس داده می‌شود. همچنین، اشاره به وضیعت انسان‌ها و احساس غریبی در جهان دارد که نشان‌دهنده درد و رنج آنهاست. در نهایت، شاعر به زیبایی و ارزش‌های زندگی و نصیب‌هایی که تقدیر برای هر فرد در نظر گرفته، اشاره می‌کند.