شمارهٔ ۸۶۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختن
هرگز از بلبل نمی آید به گلچین ساختن
سهل باشد حسن هرجا دعوی اعجاز کرد
سرمه را در چشم خوبان خواب سنگین ساختن
من نمی دانستم ای مهمان تو آتش بوده ای
کاسه را هم ورنه می بایست چوبین ساختن
صحبت تلخ تو چون دربان آن باشد، چه سود
همچو زنبور از عمارت های شیرین ساختن
از خموشان چمن لایق نمی باشد سلیم
ورنه از گل می توان صد حرف رنگین ساختن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بررسی احساسات و معانی عمیق میپردازد. شاعر به بیان این نکته میپردازد که چگونه عشق و احساسات میتوانند خالی از کینه و نفرت باشند. او از بلبل و گل به عنوان نمادهای زیبایی و عشق استفاده میکند و میگوید که از آنان چهرههای زیبا و دلپذیر ساخته نمیشود. همچنین، او به تلخی صحبتهای خود اشاره میکند و بیان میکند که در مواجهه با درد و رنج، هیچ فایدهای ندارد. در نهایت، شاعر میگوید که حتی از سکوت و خاموشی نیز میتوان زیبایی و حرفهای دلنشین را ساخت.