نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکن

طره ی خود را ببین، فکر پریشانی بکن

ما ز حال خویش چشم از دشمنی پوشیده ایم

گر تو سر را دوست داری، فکر سامانی بکن

این زمان خود راحتی داری، ز عریانی منال

چون شوی گلچین باغی، فکر دامانی بکن

چون غزال وحشی از معموره مجنون می رمد

گر تو هم دیوانه ای، سیر بیابانی بکن

فصل گل بگذشت، بگذر جانب گلشن سلیم

گر نچینی گل، تماشای گلستانی بکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی‌های خود و دنیای درونی‌اش اشاره می‌کند. او به خواننده توصیه می‌کند که با دقت به خود و زیبایی‌هایش نگاه کند و از حالت پریشانی دوری کند. در این شعر، به اهمیت ایجاد آرامش و سر و سامان دادن به زندگی اشاره شده است. همچنین، شاعر به لذت‌های زندگی اشاره کرده و پیشنهاد می‌کند که از زیبایی‌ها و گل‌ها در طبیعت بهره‌برداری کنیم و در جستجوی شادی و آرامش باشیم. در نهایت، از ما خواسته می‌شود که از غم و تنهایی بگذریم و به سوی زیبایی‌ها و شادی‌ها برویم.