نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بگذر ز عقل و فیض محبت نگاه کن

بردار شمع را و تماشای ماه کن

نزدیک این خرابه شدن از برای چیست

از دور چون ستاره به دنیا نگاه کن

در آسیا لذیذ بود نان آسیا

بر آسمان نظاره ی خورشید و ماه کن

خواهی اگر گزند نبینی ز روزگار

درویش! هرچه هست ترا، نذر شاه کن

بی ترک سر چو عشق میسر نمی شود

کنجی نشین و مشورتی با کلاه کن

هرگاه برهمن به خدا روی آورد

بت گوید از عتاب که بر من نگاه کن

رحمت، کرم به قدر گنه می کند سلیم

تا ممکن است، باده بنوش و گناه کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصورات و احساسات عاشقانه و معنوی می‌پردازد. شاعر از شنونده می‌خواهد که از عقل و اندیشه فاصله بگیرد و به جاذبه‌های عشق و زیبایی‌های طبیعی مانند نور شمع و ماه نگاه کند. او اشاره می‌کند که نزدیک شدن به خرابه‌ها بی‌ دلیلی نیست و از دور باید مانند ستاره به دنیا بنگرد. لذت‌های دنیوی و زیبایی‌های آسمانی مورد ستایش قرار می‌گیرند و شاعر توصیه می‌کند که اگر نمی‌خواهی به سختی‌های زندگی دچار شوی، باید به عشق و جذابیت‌های آن پناه ببری. در نهایت، به نوشیدن شراب و انجام گناه نیز به عنوان بخشی از زندگی اشاره می‌شود و این مفهوم مطرح می‌شود که رحمت خدا به نسبت گناهان فرد است.