شمارهٔ ۸۷۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من راز جهانم، بود افسانه به از من
معموره ام و گوشه ی ویرانه به از من
هرگز نتوانم که سر از خاک برآرم
آن مور ضعیفم که بود دانه به از من
در خانه ز اسباب جهان هیچ ندارم
کس ورنه ندارد چو کمان، خانه به از من
در صحبت ما و تو چه گنجایش اینهاست
نه شمع به از توست، نه پروانه به از من
در زمزمه هر مرغ چمن نیست چو بلبل
گوید همه کس مصرعی، اما نه به از من
واقف چو سلیم از همه اسرار جهانم
کس نیست خبردار ازین خانه به از من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس انزوا و ناتوانی راوی است. او خود را به عنوان راز جهان معرفی میکند و به ویرانیهای درونش اشاره دارد. مانند موری که در خاک مانده و نمیتواند از آن بیرون بیاید، راوی نیز نمیتواند از محدودیتها و مشکلاتش فرار کند. او به تنهایی خود در زندگی اشاره میکند و هیچ چیز مهمی در اختیار ندارد. راوی در ارتباط با دیگران احساس میکند که هیچ کس نمیتواند جای او را پر کند و در نهایت به دانایی و آگاهیاش از اسرار جهان اشاره میکند، اما با این حال حس میکند که در سیطرهاش بر زندگیاش تنهاست.