نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸۰ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

نخورند در گلستان، گل و لاله آب بی‌تو

به گلوی شیشهٔ می، نرود شراب بی‌تو

چو دو یار مهربانی که ز هم جدا نگردند

به چمن نمی‌گذارد قدم آفتاب بی‌تو

چو پیاله جلوه‌ای کن به بساط بزم مستان

که ز موج باده دارد قدح اضطراب بی‌تو

نتوان کباب کردن اگر آتشی نباشد

همه حیرتم که من چون شده‌ام کباب بی‌تو

ز کجا سلیم خوابد شب دوری تو هیهات

که چو شمع تا نمیرد، نرود به خواب بی‌تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی حس فقدان و جدایی را بیان می‌کند. شاعر به مقایسه زیبایی‌های گل و شراب با وجود محبوبش می‌پردازد و می‌گوید که هیچ‌یک از این لذت‌ها به تنهایی معنایی ندارند. او همچنین به روابط عاطفی دو یار اشاره می‌کند که بدون یکدیگر بی‌مفهوم هستند. شعله عشق و شوق در غیاب محبوب او را به اندازه کبابی می‌سوزاند و خوابش نیز در این دوری خواب آلود است. در کل، شعر به عمق وابستگی و تأثیر جدایی بر زندگی اشاره دارد.