شمارهٔ ۸۸۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
حسرت بهار را به خزان حنای تو
خوبان به دیده بستر راحت فکنده اند
از مخمل دوخوابه ی مژگان برای تو!
ماند به سبحه، بس که پی وعده ی وصال
خوبان گره زدند به بند قبای تو
عمرت دراز باد که خاک مزار ما
دارد دری به خلد ز هر نقش پای تو
همواره طعنه می شنوی از برای من
ای دوست چون سلیم بمیرم برای تو!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و تأثیرگذاری محبوبش اشاره میکند. او به سرو تشبیه میشود که در کنار محبوب به آرامی حرکت میکند و حسرت فصل بهار را در خزان به یاد میآورد. شاعر از زیباییهای محبوبش و خوابهای شیرینش سخن میگوید و همچنین از آرزوها و امیدهایی که به محبت او دارد. او به زندگی طولانیاش دعا میکند و بیان میکند که مرگش تنها میتواند به خاطر این عشق باشد. در کل، این شعر از عشق عمیق و احساساتی عاطفی شاعر نسبت به محبوبش حکایت دارد.