نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

بسته کمر کینم، از قبضه کمان او

در کشتن من تیغش، افتاده به یک پهلو

چون سرو سوی مسجد آمد به نماز، اما

می خورده و چون غنچه آید ز دهانش بو

بیماری چشمش را تعویذ چو بنویسند

از پرده ی چشم آرند خوبان ورق آهو

پایم ز طلب فرسود تا زانو و کار من

صورت ز جهان نگرفت چون آینه ی زانو

نزدیک شده نسبت با آن کمرم از ضعف

در پوست نمی گنجم از شوق همین چون مو

چون شام سلیم آید، ایام قدح نوشی ست

فیضی ندهد در روز، ساغر چو گل شب بو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به ابزار عشق و زیبایی‌های آن اشاره دارد. شاعر به کمر زنی که او را مجذوب خود کرده، و تیغی که در کشتن او تأثیر دارد، اشاره می‌کند. او مانند سروی به سمت مسجد می‌آید و رایحه‌اش به مشام می‌رسد. شاعر از بیماری چشمش صحبت می‌کند و آرزوی دیدن زیبایی‌ها را دارد. او به ضعف و خستگی ناشی از محبت اشاره می‌کند و از شوق بی‌پرده‌ای یاد می‌کند. در حقیقت، این شعر در تلاش است تا عمق احساسات عاشقانه و زیبایی‌های عشق را به تصویر بکشد.