نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روز و شبم اگر به حضوری چه فایده

نامهربان و طفل [و] غیوری چه فایده

همچون زلال بادیه از تشنگی مرا

شیرین به چشم آیی و شوری چه فایده

در چشم من چو آتش وادی شب وصال

نزدیک می نمایی و دوری چه فایده

خاطر مرا ز وصل گل و لاله نشکفد

زینها به هرکجا تو ضروری چه فایده

ساقی فکنده از نظر ما بهشت را

زاهد همان تو در پی حوری چه فایده

مست از شراب جام سلیمانی و هنوز

دلتنگ تر سلیم ز موری چه فایده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بی‌فایده بودن عشق و آرزوها صحبت می‌کند. او اشاره می‌کند که حضور محبوب هیچ سودی ندارد، وقتی که مهر و محبت در کار نیست. به تصویر کشیدن تشنگی در بیابان و زیبایی محبوب که تنها باعث ناآرامی است، بیانگر دردی عمیق است. او از فاصله عاطفی سخن می‌گوید، اگر چه محبوب نزدیک به نظر می‌رسد اما در واقع دور است. شاعر از بی‌ثمر بودن وصل و آرزوهایش یاد می‌کند و به هدر رفتن احساساتش در مواجهه با زهد و حوری‌ها اشاره دارد. در نهایت، او از حالتی دلتنگی و سردرگمی در درک عشق و زیبایی زندگی می‌گوید. تمام این احساسات نشان‌دهنده ناامیدی و جستجوی بی‌پایان در عشق و زندگی است.