نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گلی دارم ز رنگ و بو برهنه

سهی سروی چو آب جو برهنه

ز هندوزادگان طفلی که باشد

دوان چون شعله بر هر سو برهنه

چو حرف دوستان سبز ملیحی

ولی چون طعنه ی بدگو برهنه

چو شاخ سوسنش اندام عریان

چو ساق سنبلش بازو برهنه

به صد پرده نهان از شرم او گل

چو آیینه ولی خود، رو برهنه

چو جوگی، شعله ی آتش نشسته

به خاکستر ز عشق او برهنه

ز آب جلوه اش تا بگذرد کبک

دو پا را کرده تا زانو برهنه

سلیم از دل برون کن خار حسرت

که آمد یار و پای او برهنه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل درباره زیبایی و جذابیت یک گل است که به شکل استعاره‌ای توصیف شده است. شاعر گل را برهنه و عریان می‌بیند و ویژگی‌های مختلفی از آن را بیان می‌کند، مانند رنگ و بویش و همچنین شاخ و ساقه‌اش. در این شعر، تم‌های عشق و حسرت نیز وجود دارد، به شکلی که زیبایی گل و عشق به معشوق به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر از حسرت‌ها می‌گوید و به ورود یار و زیبا رویی او اشاره می‌کند که به نوعی خود را عریان و بی‌پرده نشان می‌دهد.