شمارهٔ ۹۰۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یک نفس چون لاله جام از کف ز هشیاری منه
چون گل از سر افسر آشفته دستاری منه
همچو شاخ گل ز کف مگذار جام باده را
بر زمین چیزی که باید باز برداری منه
اهل معنی را نباشد بر عناصر اعتبار
همچو صورت پشت بر این چاردیواری منه
سستپیمان است گردون، تکیه بر عهدش مکن
پشت چون آیینه بر این موم زنگاری منه
عافیت خواهی، درشتی را حصار خویش کن
همچو کبک کوهساری پا به همواری منه
جز خمار می نداری علت دیگر سلیم
همچو چشم گلرخان، تهمت به بیماری منه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مفهوم زندگی و غفلت انسانی اشاره میکند. او میگوید که نباید به هشیاری و آگاهی از دست برود و مانند لاله و گل، باید از زیباییها بهره برد. همچنین بر این نکته تأکید دارد که اهل علم و معنا نباید به دنیای مادی اتکا کنند و باید از مشکلات و فریبهای گردون و دوران بیاعتماد باشند. او توصیه میکند که برای حفظ آرامش و آسایش، باید دور از درشتیها زندگی کرد و به دور از بیماریها، به زیباییها نگریست. در نهایت بیان میکند که انسان جز از باده عمر دیگری ندارد و باید از این خمار بهرهبرداری کند.