شمارهٔ ۹۰۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سحر زان شمع باشد تاب خورده
که او شب باده در مهتاب خورده
دلم بی نغمه ذوق از می ندارد
گل ما آب از دولاب خورده
بود پرورده ی سرگشتگی دل
چو گوهر آب از گرداب خورده
ازان زاهد ندارد ذوق گلشن
که دایم باده در محراب خورده
ز بی تابی گل این باغ گویی
که آب از شبنم سیماب خورده
مخورمی چون تراغم در کمین است
گران خیز است صید آب خورده
سلیم از می دلم خرم نگردد
چه داند باده را، خوناب خورده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالات روحی و احساسی شاعر میپردازد. شاعر شباهتهایی بین احساسات خود و تابش شمع در شب و باده نوشیدن در نور ماه میبیند. دل او از شادی و نغمه خالی است و به وجود گلها و زیبایی طبیعت اشاره میکند. او از زاهدان انتقاد میکند که به جای لذت بردن از زندگی، همیشه در حالت عبادت و جدیت هستند. تصاویر دلتنگی و بیتابی گلها در باغ بیانگر احساسات عمیق شاعر است. در نهایت، او به تأثیر منفی زمان و شرایط بر روحش اشاره میکند و میگوید که دلش هرگز شاداب و خرم نخواهد شد، زیرا نمیتواند لذت واقعی زندگی را درک کند.