شمارهٔ ۹۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نوبهار است و به جدول میرود مستانه آب
دارد از یاد گلستان در دهن پیمانه آب
بس که سیراب است از ابر بهاری، دور نیست
چوب گل گر میزند بر آتش دیوانه آب
گلستان عشق را کاوش همه بر آتش است
برگ گل هرگز ندیده چون پر پروانه آب
از ضرورت آب اکنون میپرستند اهل کفر
میشود از بس بت از شرم تو در بتخانه آب
در به در افتادهٔ رزق پریشانی سلیم
از در مسجد طلب نان، از در میخانه آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی طبیعت و عشق اشاره دارد. در فصل بهار، آب از یاد گلستان و زیباییهای آن میگذرد و به رودخانهها و جویهای مستانه جریان دارد. باران و طبیعت سیراب شدهاند و چوب گل بر آتش عشق میزند. شاعر به عشق و زیباییهای آن اشاره دارد و میگوید که اهل کفر به خاطر ضرورت آب به آن میپرستند. در نهایت، در جستجوی نان، سلیم به درگاه مسجد و میخانه میرود، نشان دهنده تناقضات زندگی و تلاش برای تأمین نیازهاست.